تبليغاتX
آنگاه که دیوانه شدم
 

             

بعد دیدن Curse of the golden flower  برای دیدن خانه خنجرهای پران ( House of Flying Daggers ) هیجان زده ترم...  المان اصلی همه ی این فیلم ها رنگه... رنگ... رنگ... رنگ...

طلایی و قرمز... قرمز! هه...! چه زود گذشت... قرمز رنگ اصالت!

دلم می خواست فنجون زهر رو که با خون جی قاطی شده بود بخورم! بعد هم خلاص! واقعا دلم می خواست این کار رو بکنم... در واقع تنها کاری بود که می تونستم بکنم...

             

ساعت اژدها... ساعت مار... ساعت موش... ساعت درد... ساعت زهر مار! زمانی که عاشق کسی شدی که برادرته... زمانی که عاشق کسی هستی که پسرته...

 

                

 

Verse 1:

 

Your tears glistens with weakness admist the pain
The ghostly white
curved moon hooks onto the past

The night is too long and has crystallised into frost
Who is in the attic [filled with] cold hopelessness
Rain gently bounces off vermillon window
I have [written] my life story on paper [only to be] blown into a mess by the winds

The faraway dream has become really faint

The wind has dispersed the image of you

 

Chorus:

 

Chrysanthemum destroyed, a whole floor of pain your smile has become faintly yellow
People are heartbroken when the flower falls, my thoughts lay quietly [aside]
The north wind is chaotic the night is still young your shadows can’t be cut

Just leaving me lonely doubled [when I stand] by the lake

 

Verse 2:


The flower has already come late, drifting down brillantly
The wilted morals an unbearable fate
[If you are] sad don’t cross the river worries* bro
ken into two
*this literally means splitting the top and bottom of the word “chou” apart into two words “qiu” and “xin”

In fear that you can’t get back on shore and will sway for a lifetime

Chaotic sounds of horse hoofs [in] whose territory?

My armory shouts out the wear of time

The sky is starting to light up your voice is sighing

A night of disappointment is [said] in such a roundabout way

 

Repeat Chorus

 

 

                 

 

تریلر ۱...

تریلر ۲...

 

 

+ اراجیف گفته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 15:42  توسط تاکتیو 

 

ریدن یا نریدن، مسئله این است!

 

 

+ اراجیف گفته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 16:27  توسط تاکتیو 

 

         HairSpray

من مرده ی کارتون و فیلم موزیکال و فانتزی ام! و اگر قرار باشه جان تراولتا نقش زن توش بازی کنه که دیگه هیچی! هر بار که می خواستم Hair Spray  رو ببینم یه فیلم دیگه نگاه می کردم !!! امروز دیگه فرصتی دست داد و کلی چسبید! کلی هم سطح انرژیم رو برده بالا کلی هم شاد و شنگول شدم!

  

نقش اصلی فیلم ، تریسی کلی بهم امید داد! چون ایشاالله ماشاالله دو هفته دیگه کاملا شبیه تریسی میشم! انقدر چاق شدم که دیگه نیاز ندارم راه برم! همه ی سطوح رو می تونم قل بخورم!

بعدشم خیلی خوبه کسی که هیچ بهره ای از زیبایی نبرده یه پسر خوب ] نیشخند[ عاشقش بشه! (اون قسمتی که لینک (همون پسر خوب!!!) توی اتاق تریسی آواز می خونه خیلی بامزه ست!

 

                                              تریسی و لینک!!!

               

تمام فیلم پر از رقص و آواز اصلا موضوع فیلم از جایی شروع میشه که تریسی دلش می خواسته توی یه شو تی وی برقصه! (اعتماد به نفسش خدااااست)

من از بابای تریسی هم خیلی خوشم اومد! نمونه ی این آدمای پرت و شوت رو زیاد دیدم! ته هرچی آدم جالب، اینان!

 

قسمت هایی که سیاه پوستا با سفید پوستا می رقصن هم قشنگه... مخصوصا رقصیدن یکی از این سیاه پوستا خیلی خندس! بعدشم شو من گروه رقص همون بازیگر پرینس Enchanted... قیافه ی این بشر واقعا خنده داره!خوشم میاد نگاش کنم! چون همش خندم میگیره!!!

 

                  

 

 

 

             

+ اراجیف گفته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 1:43  توسط تاکتیو 

 

واقعا خوشحالم، واقعا واقعا خوشحالم! واقعا واقعا واقعا خوشحالم... فقط یک هفته مونده تا تموم شه! واقعا واقعا هم دیگه واسم مهم نیست نتیجه اش چی میشه!

فقط دلم می خواد تموم شه تا از این زندگی نباتی راحت بشم!

 

هفته ی دیگه این موقع با خوشحالی زیاد توی تختم دراز کشیدم و دارم سعی می کنم که بخوابم و خوشحالم که فرداش قراره همه چی تموم بشه... از توی تختم گوشیمو بر می دارم واسه پنج و نیم صبح کوک می کنم! اس ام اس هایی که برام آرزوی موفقیت کردن رو دوباره می خونم بعد به بچه های مدرسه زنگ می زنم یکم اذیتشون می کنم و می خندونمشون مخصوصا اونایی که از استرس خوابشون نمیبره بعد به سارا زنگ می زنم و بهش قول می دم صبح بیدارش کنم تا احتمال یک در میلیارد خواب موندن براش پیش نیاد! سعی می کنم به هیچی فکر نکنم! چون هیچ اهمیتی نداره به جهنم اگه رتبم شماره تلفن شد! به قانون "به درک" آق سید مظلوم ]نیشخند[ فک می کنم توی دلم داد می زنم "به درک"... چند تا چیز دیگه هم توی دلم میگم بعد سعی می کنم که بخوابم... راحته راحت...

 

 

+ اراجیف گفته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 22:38  توسط تاکتیو 

 

حالا که به عبارتی هفت هشت روز تا کنکور عزیز که جانم فدای او، باقی مونده هر وسیله برقی رو که روشن می کنم صدای معلمامون رو می شنوم!

این تی وی و رادیو شورش رو در آوردن! هر بار که روشنشون می کنی یکی از همینا که یک سال تحملشون کردم دوباره دارن حرف می زنن!

در همین راستا کله سحر رادیو صدای جان نواز یکی از همین معلمامون رو پخش می کرد! این بابا هم عملا فقط مدرسه دخترونه درس میده! خودش میگفت من دخترا رو بیشتر دوس دارم!(بر منکرش لعنت!!!!)...و سر کلاس موقع درس دادن هی مثل مرغ پشت سر هم میگه "خانوما یه لحظه نیگا، خانوما یه لحظه نیگا، خانوما اینجا رو نیگا کنید"....

 

حالا فک کن صدای یکی رو تو رادیو بشنوی که هی میگه "خانومااااااا نیگااااااا" !

 

 

+ اراجیف گفته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 22:13  توسط تاکتیو